عاشقی


عاشقي يه دنيا محبت مي خواد كه بايد روز به روز اونوگسترده تر كني

عاشقي يه قلب مي خواد كه تو هر ضربانش يه بار اسم معشوقت رو بشنوي

عاشقي يه چشم مي خواد براي خوندن خط به خط كتاب دل معشوق

عاشقي پايي مي خواد براي دويدن به هر كجايي كه معشوق هست

عاشقي صداقتي مي خواد براي گفتن جمله مقدس دوستت دارم

عاشقي از خود گذشتگي مي خواد براي به آرامش رسيدن معشوق

عاشقي صبر مي خواد براي تحمل روزهاي سخت دوري از معشوق....

چشم تو

چشم تو...

 

من ساكن سياره ي چشم تو هستم  

 

عاشق ترين بيچاره ي چشم تو هستم

 

در ازدحام لحظه هاي سرد و وحشي

 

 

آتش ترين فواره ي چشم تو هستم

 

من با نگاهت نسبتي ديرينه دارم

 

 

كهنه ترين ديواره ي چشم تو هستم

 

 

شبگرد چشمانت كسي غير دلم نيست

 

 

تنها ترين آواره ي چشم تو هستم

 

در سنگر احساس مرز شعر و شاعر

 

من زخميه خمپاره ي چشم تو هستم

 

 

مصرع به مصرع بيت به بيت ،"من" را بخوانم

 

 

من يك غزل درباره ي چشم تو هستم...

 

عشق گمشده

 

 

عشق گمشده...

 

ياد من...

 

بعد من روزي اگر بغض گلويت را فشرد

 

پاي احساست اگر بر سنگ خورد

 

يا اگر يكروز دستان تو هم ؛

 

گرمي دست كسي را در ميان خود نديد

 

وندران هنگام تلخ

 

كز فضاي سينه ات جز آه آتشناك ،

 

چيزي را نميداد گذر

 

يادي از اين عاشق افسرده كن ...

 

بعد از من روزي اگر زين كوچه ها

 

مرد تنهايي گذشت

 

در نگاه او اگر برق نياز

 

بر دو پايش پينه بود

 

يادي از اين خسته ي دلمرده كن ...

 

روزگاري بعد از اين

 

شاخه ي خشكي اگر ديدي به باغ

 

يا گل پژمرده اي ديدي به خاك

 

بلبل افسرده اي ديدي به شاخ

 

اشك را در گوشه ي چشم غريبي يافتي

 

عابري را ديدي و نشناختي

 

يادي از اين شاعر پژمرده كن ...

 

گر شبي تنها شدي در خلوتي

 

يافتي از بهر گريه مهلتي

 

اما ،اشكي گونه ات را تر نكرد

 

درد خود را با خدا گفتي ولي باور نكرد

 

روزگاري بعد از اين

 

گر تو هم عاشق شدي

 

ياد كن از من كه ديگر نيستم ...

فکرشو کن

 

 

 فكرشو كن...

 

*فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم *

 

* با چهارتا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم *

 

*من باشم و تو باشی و یه جفت دلای بی قرار *

 

* فرصت خوب انتقام از لحظه های انتظار*

 

فکرشو کن عروسکم به اون شب پرالتهاب *

 

* چشماتو روی هم بذار امشب به یاد من بخواب *

 

*فکرشو کن دستای من رو قلب تو جون بگیره *

 

* دل، دل بی قرار تو تو سینه آروم بگیره *

 

*نه ساعتی باشه که شب سربره و تموم بشه *

 

* نه هیچ کسی سر برسه ثانیه‌ای حروم بشه       *

 

خوب فکر کنید

امشب می خوام از عشق واقعی بگم که ادمو قربانی میکنه
ای كساني كه ادعا مي كنين همديگه رو دوستدارين .. چرا اين همه دروغ .. خواهش مي كنم به خودتون بيايين .. چرا به همديگه دروغ مي گين .. چيزي كه من الان زياد مي بينم.. وقتي به كسي مي گين دوستش دارين واقعادوستش داشته باشين .. از ته دل .. اينها كلماتي يه كه هزاران بار شنيديم .. خواهشمي كنم به اين كلمات خوب فكر كنين .. مي خوام به معناي واقعيش برسين .. فقط نگين .. چون وقتي اينو به كسي مي گين و فردا از همون شخص متنفر مي شين .. مي دونين چرا ..؟چون دروغ گفتين .. چون خدا صداتونو مي شنوه وقتي اينو مي گين .. خدا بعدا امتحانتون مي كنه ببينه واقعا گفتين و يا دروغ .. و مشكلاتي سره راتون مي ياره .. با اين زمونه كه من مي بينم همون اوله را از هم جدا مي شن 70% ، مي مونن 30% .. مي دوني هرچي بيشتر دوستش داشته باشي بيشتر مشكلات مي ياد سره راه .. چون بايد در برابر تك تك اون دوستت دارم و ابراز علاقه امتحان بشي و هر چه بيشتر مقاومت كني بيشتر خورد ميشي و به جاي مي رسي كه مي بيني هيچي نداري .. هيچ غروري .. هيچ دوستي .. و از همه مهمتر اون كسي رو كه دوستش داري .. چون اونم مي زاره مي ره .. ولي بازم تو دوستش داري و اينه قرباني شدن .. مي دوني اين اتفاقات در 1-2 روز نمي افته اين اتفاقاتييه كه در چندين سال مي افته .. و به نظره من هميشه كه اينجوري نيست بعد از هر غمي ،خوشي مياد ولي بايد چند سال در انتظار و صبر باشي دسته خداست .. و البته كمك اطرافيان و همت خوده آدم ..
ولي به اين فكر كن كه هيچ يك از اطرافيان نخوان حتي يه كمك كوچولو بكنن .. اون آدم بايد چكار كنه ..؟ فقط صبر و بشينه ببينه تقدير چي واسش مي نويسه
..
اميدوارم هيچ كس كسي رو دوست نداشته باشين تا اين حد
..
هر چند هر كسي تو زندگيش به اين دوست داشتن نمي رسه ..

شکست عاشقانه

من از یک شکستِ عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند. شکست نه برای پنهان کردن است. نه بهانه پنهان شدن. می گویند از صبح بنویس از آفتاب ومن چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت باران؛ پنجره چشمانم را شُسته است. همه دلشان نقش های مثبت می خواهد. و آدمهای خوشحال. اما من گُمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدمهای خوشبخت را در بیاورم. بی ستاره هستم و زرد با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه لحظه های تنهایی من است.قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه دوست داشتنی زندگیم(م.ع.غ) از عهده داشتن آن برآید. سقف اِعتماد تعمیری است . مُدام چِکه می کند. آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او که باید پُر باشد، خالی است. مهم نیست تمام سرزنشها را می پذیرم. به بهانه تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد. وآتش را می سوزاند. این دل دیوانه همیشه یک پادشاه مغرور حقیقی داشته است. اگر ترانه ها ثمره تخیل بود به جنون نمی رسید. اعتراضی نیست کسی که به او نمی رسد. به جنون رسیده است. از او راضی است. خلاصه غم سنگینی است اگر برسر نخواستن دلی دعوا باشد.اما همیشه حق با برنده ها نیست. می شود در عین بازنده بودن سربلند بود. واو را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد. قرار بود حقیقت را بگویم. سخت است. بی علاج است. دانستن آن آدم را کم کم می کُشد. اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی است.... او یکی را جز من ...!؟ سکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی برباد رفته ام آبرومندانه باشد. گریه می کنم با شکوه مثل اقیانوس. بلند مثل اِورست. او نمی شنود ونمی داند که ماه؛ خوشبختی مشترک همه بی ستاره ها است. تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند ودلهایی که آنها را راندند. تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نَبست. ... او یکی را جز من داشت....!؟ من در حسرت ماندن . او در خیال رفتن. او یک دفعه با من بَد شد. از کنار من رد شد. من یا رقیب ؟ او رقیب را انتخاب کرد. قلب مرا پس داد . جلو من او را در آغوش گرفت. او تمام هستی من بود. لحظه های مستی من بود. او روزهای عمرم بود. او یکی را جزمن داشت... او با من غریبی کرد کارهای عجیبی کرد. او برنده شد . شاید دل می گه باید بروم. فال قهوه هم می گفت: دیگر او دوستت ندارد. عاشقان بیائید دیگه او مال من نیست. او یکی را جز من دارد.

خداحافظی

ايستادي روبروم
روبرو
گفتي: خدا حافظ
هيچي نگفتم
گفتي: ميدوني كه ...بايد برم
هيچي نگفتم
گفتي: متاسفم...ولي...ميدوني كه
هيچينگفتم
گفتي: مواظب خودت باش
هه...هيچي نگفتم
دست تكون دادي و پشتت رو بهمن كردي و رفتي
رفتي...
رفتي
...
اونقدر ازم دور شدي و رفتي كه ديگهنديدمت

رفتي...
رفتي
...
ساعتها ايستادم

تنها
و روزها و ماهها وسالها
تنها
و تو هنوز مي رفتي
.
.
.
ايستاده بودم هنوز
صدايتآمد از پشت سرم
پشت سر
گفتي سلام
هيچ چي نگفتم
گفتي: من برگشتم ...آخه... ميدوني كه
هيچ چي نگفتم
هيچ چي نگفتم

فقط صدايي در درونم ميگفت
زمين گرد است
زمين...گرد است
  

به هیچ کس اعتماد نکن

به هیچ کس اعتماد نکن دخترک
به هیچ کس راز دل نگو دخترک
به هیچ کس نگو که دلبسته ام به تو
به هیچ کس نگو که عاشقش شدی

نه، نه ،نگو
نه، نه، به هیچکس اعتماد نکن

به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش
به هیچکس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند
به هیچ کس نگو که روزها گذشتو پیر شدی در انتظار دیدنش

به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوبارهدیدنش
به هیچ کس حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو
به هیچ کس حتی کسی که گفت عاشقت شده است
به هیچ کس حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است

به هیچ کس حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است
شک نکن او روزی با تمامعشق رها می کند تو را

نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهینمی کند

آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود
یا که زیر پایشانمثل یک علف لهیده می شود

دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن
پس اگر اعتمادکردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن

کودکی هایم

کودکیهایم اتاقی ساده بود
قصه ای دور اجاقی ساده بود


شب که می شد نقشها جان می گرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود


می شدم پروانه، خوابم می پرید
خوابهایم اتفاقی ساده بود


زندگی دستی پر از پوچی نبود

بازی ما جفت و طاقی ساده بود


قهر می کردم به شوق آشتی
عشقهایم اشتیاقی ساده بود


ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بود و باقی ساده بود

                                         زندگی



زندگی معجونیست که دمادم باید طعم تلخش بچشیم

گرچه سهراب نوشت


"زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود"


لیکن این زندگی آن نیست که او معتقدست....


این مردگی محض و تمام است که ما می بینیم...


زندگی مدتهاست که فراموش شدست....


زندگی مدتهاست که بسوئی رفته و برای دل خود میخواند!


زندگی در نظر من اینست


روز و شب ناله کنی


که چرا اینجائیم؟!


که چرا با عجله می میریم؟!


که چرا خوشبختی از لب بام همه پر زده است!!!


که چرا خنده ز لبها رفته است؟!!


زندگی زیبا نیست


زندگی شیرین نیست


زندگی قاعده هایی دارد


زندگی قانون است


معنی زندگی این است که امروز شوی عاشق و فردا نادم


نادم از کرده خود


که چرا دل بستم!


زندگی رسم خوشایندی نیست که برایم گفتی


زندگی گم شدن احساس است


زندگی حسرت نقاش شدن


حسرت بازی با بوم و خمیر


حسرت ترسیم ِ چهره زیبایت


حسرت بودن با تو


حسرت داشتنت


ولی تنها به زبان سهراب


زندگی بال و پری دارد با وسعت عشق


پرشی دارد اندازه مرگ...

دفتر عشق

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پاي تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ