چشم تو
چشم تو...
من ساكن سياره ي چشم تو هستم
عاشق ترين بيچاره ي چشم تو هستم
در ازدحام لحظه هاي سرد و وحشي
آتش ترين فواره ي چشم تو هستم
من با نگاهت نسبتي ديرينه دارم
كهنه ترين ديواره ي چشم تو هستم
شبگرد چشمانت كسي غير دلم نيست
تنها ترين آواره ي چشم تو هستم
در سنگر احساس مرز شعر و شاعر
من زخميه خمپاره ي چشم تو هستم
مصرع به مصرع بيت به بيت ،"من" را بخوانم
من يك غزل درباره ي چشم تو هستم...
+ نوشته شده در سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲:۵۲ ب.ظ توسط آرش اسماعیلی
|