زیر باران
زير باران بيا قدم بزنيم
حرف نشنيده اي به هم بزنيم
نو بگويم و نوبينديشيم
عادت كهنه را به هم بزنيم
و ز باران كمي بياموزيم
كه بباريم و حرف كم بزنيم
كم بباريم اگر، ولي همه جا
عالمي را به چهره نم بزنيم
چتر را تا كنيم و خيس شويم
لحظه اي پشت پا به غم بزنيم
سخن از عشق خود به خود زيباست
سخن عاشقانه اي به هم بزنيم
قلم زندگي به دست دل است
زندگي را بيا رقم بزنيم
سالكم قطره ها در انتظار تواند
زير باران بيا قدم بزنيم...
+ نوشته شده در سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲:۳۶ ب.ظ توسط آرش اسماعیلی
|