×××× به تو می اندیشم ××××
به تو ای محرم راز، به تو آیه ی ناز، به تو ای آهوی وحشی که کنی دل را رام...
به تو ای باغ پر از گل ، گل شب بو ، گل یاس، به تو می اندیشم...
به تو ای موج امید ، به توای بحر گوهر، به تو ای مروارید...
به تو ای مظهر عشق ، ای همه بود و نبود ، به تو می اندیشم...
تو به سر سبز ترین دشت خیال ، تو به رویا ، تومثه عطر گلی...
تو نسیمی ، یه نسیم خنک فروردین ، می نوازی دل را...
لحظه ها می گذرند و من اینجا تنها ، همه شب دور از تو ، به تو می اندیشم...
تو لطیفی ، تو حریری ،تو به باران بهاری... آه آری تو خود بارانی...
تو به یک قطره ی اشک ،تو به دریای محبت...نه از آن لبریزی...
تو به ماه ، تو به یک نور الهی ، تو به خورشید... نه از آن گرم تری
تو مثل یک کوهی ،کوهی از جنس غرور، نه از آن سخت تری
تو مثل یک اشکی ، اشک عاشق ،نه از آن زیبا تر، اشک چشمای منی...
تو مثل یک عطری ، عطر گلهای بهاری ،نه تو خود نسترنی...
تو خود یک عشقی ، عشق مجنون به لیلی ، نه از آن شیرین تر ، توخودفرهادی..
لحظه ها می گذرند و من اینجا تنها ، همه شب دور از تو به تو می اندیشم.
تو مثل یک دردی ،دردی اما شیرین ،می نشینی بر جان...
تو مثل یک خوابی ، خواب شیرین سحرگاه ولی زود گذر...
تو به من نزدیکی ،گم شدم در تو وانگار توام ، تو که هستی ، تو که هستی؟
شایدم نیمه ی من، شایدم هم زادی
نه تو خود من هستی...
آرزو . م